در امتداد راهی خاموش
شوکرانی از هجر نوشانده اند
و افسار گسیخته سوی عدم روانم
دیگر زبان قافیه و ردیفم را ، کسی نمی داند
بی گواه و حضور تاییدی ، خواهم رفت .
کوله بارم تهی از همه شب ها
و همه لبخند ها ، و همه اوج ها و فرود ها.
در امتداد راهی خاموش
که طراران در انتظار پایان جاده اند
آخرین نای بودن را در انتظار شومشان کمین نشسته اند .
در این نا مفهوم گنگ بی انتها که هر دم تبلیس ابلیس ،
نیشتر زهر آلودش را هدیه قامتم نموده
خوشدلم به وعده ای و آنچه او میدانست و ما لا تعلمون.
در امتداد راهی خاموش
شوکرانی از هجر نوشانده اند
و افسار گسیخته سوی عدم روانم
دیگر زبان قافیه و ردیفم را ، کسی نمی داند
بی گواه و حضور تاییدی ، خواهم رفت .
کوله بارم تهی از همه شب ها
و همه لبخند ها ، و همه اوج ها و فرود ها.
در امتداد راهی خاموش
که طراران در انتظار پایان جاده اند
آخرین نای بودن را در انتظار شومشان کمین نشسته اند .
در این نا مفهوم گنگ بی انتها که هر دم تبلیس ابلیس ،
نیشتر زهر آلودش را هدیه قامتم نموده
خوشدلم به وعده ای و آنچه او میدانست و ما لا تعلمون.


ن
غ
ل
م
لوت